a_gust_d
۵
پسند
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
زندگی مانند غریبهای بود که در خیابان از کنارم عبور میکرد و من برای دوباره دیدنش حتی یک لحظه، به عقب باز میگشتم اما او میان شلوغی گمشده بود
ازدحامی که از«درد» نشأت میگرفت.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
`آکویا`
دانلود
۱.۴k
۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (
۰
)
دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...
در سرم شهریستکه هیچوقت شب نمیشود؛پر از خیابانهای بیانته...
🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظهایکه ...
تو برای من فقط یک «دوستت دارم» ساده نیستیتو همان اتفاق نادری...
هر روز با نبودنت کنار میام،اما دلم هنوز گیر توئه،مثل زخمی که...
➳ ⃟ٖٜٖٜٖٜ🍁ᥫ᭡در گوشهای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی...
من هیچوقت آنقدر سرم شلوغ نمیشود که دلم برایت تنگ نشود… حت...
فیک تهکوک ۱۰ پارتی## «ماه، بوی باران میدهد»### پارت اول: غر...
یک عده امروز میگویند: «صنعت هستهای را بدهیم برود، راحتتر ...
ساعتی بعد ......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین