زندگی مانند غریبهای بود که در خیابان از کنارم عبور میکرد و من برای ...

~~~~~~~~~~~~~~~~~~
زندگی مانند غریبه‌ای بود که در خیابان از کنارم عبور می‌کرد و من برای دوباره دیدنش حتی یک لحظه، به عقب باز می‌گشتم اما او میان شلوغی گمشده بود

ازدحامی که از«درد» نشأت میگرفت.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~
`آکویا`
دیدگاه ها (۰)

~~~~~~~~~~~~~~~~~~زندگی تو بهترین لحظات خودشه، گاهی اینو عمی...

~~~~~~~~~~~~~~~~~~قصه‌ی من و تو هیچ پایانی نداشتنه برای آنکه...

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ چرا سفید؟ -یه یادآوره. سفید که همیشه معن...

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~شاید فکر کنی توی مسیر زندگیت تنها ترینی،ا...

stranger vibe

بسم الله الرحمن الرحیم حکایت ستاره های دریایی :در روزگاران ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط