من خاطره می گریم
من خاطره می گریم
در بستر تنهایی
می گریم و می میرم
نزدیک نمی آیی
من در پس مژگانت همواره به زندانم
اسرار دل خود را آنجاست که می خوانم
ای با من من چون من..
دشمن شده ای با من
پرسم ز چه افتادی
در دام چنین دشمن
تعریف تنت رازم
من با تو نمی بازم
گر بار دگر خواهی
*طرحی دگر اندازم*
در بستر تنهایی
می گریم و می میرم
نزدیک نمی آیی
من در پس مژگانت همواره به زندانم
اسرار دل خود را آنجاست که می خوانم
ای با من من چون من..
دشمن شده ای با من
پرسم ز چه افتادی
در دام چنین دشمن
تعریف تنت رازم
من با تو نمی بازم
گر بار دگر خواهی
*طرحی دگر اندازم*
- ۶۳۴
- ۱۷ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط