{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم
بی‌محکمه زندانی بازوی تو باشم

پیچیده به پای دل من پیچش مویت
تا باز زمین‌خورده‌ی گیسوی تو باشم

کم بودنِ اسپند در این شهر سبب شد
دلواپسِ رؤیت شدن روی تو باشم

طعم عسل عالیِ لب‌هات دلیلی‌ست
تا مشتری دائم کندوی تو باشم

تو نصف جهانی و همین عامل شُکر است
من رفتگری در پل خواجوی تو باشم
دیدگاه ها (۱)

من از اعدام نمیترسم...!!!نه از چوبش...نه از دارش...نه از درد...

انتظار....این روزها بی بهانه باران می باردو در این روزها بها...

جرم من چیست که شیدای نگاهت شده امآنقدر واله که انگشت نمایت ش...

اهل دل ، دل مینوازد ، دل شکستن کار نیستهرکه باشد بی محبت واق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط