وسط جوخه ی اعدام خرد
وسط جوخه ی اعدام خرد
مرده ای باید بود
که فقط می شنود
حس و حالیست عجیب
کرکسان دور تنم می چرخند
عابرانی که مرا می خندند
گرگ هایی که مرا میک زدند
افسرانی که مرا تیک زدند
همگی زخم مرا سوزاندند
اندکی اشک به چشمم ننشست
بجز آن لحظه که در زیر اسید
دختران وطنم جیغ زدند
وسط جوخه ی اعدام خرد
مرده ای باید بود
که فقط می گرید
حس و حالیست عجیب
علیرضا بهمنی
مرده ای باید بود
که فقط می شنود
حس و حالیست عجیب
کرکسان دور تنم می چرخند
عابرانی که مرا می خندند
گرگ هایی که مرا میک زدند
افسرانی که مرا تیک زدند
همگی زخم مرا سوزاندند
اندکی اشک به چشمم ننشست
بجز آن لحظه که در زیر اسید
دختران وطنم جیغ زدند
وسط جوخه ی اعدام خرد
مرده ای باید بود
که فقط می گرید
حس و حالیست عجیب
علیرضا بهمنی
- ۱.۷k
- ۱۶ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط