{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وسط جوخه ی اعدام خرد

وسط جوخه ی اعدام خرد
مرده ای باید بود
که فقط می شنود

حس و حالیست عجیب

کرکسان دور تنم می چرخند
عابرانی که مرا می خندند

گرگ هایی که مرا میک زدند
افسرانی که مرا تیک زدند

همگی زخم مرا سوزاندند
اندکی اشک به چشمم ننشست

بجز آن لحظه که در زیر اسید
دختران وطنم جیغ زدند

وسط جوخه ی اعدام خرد
مرده ای باید بود
که فقط می گرید

حس و حالیست عجیب

علیرضا بهمنی
دیدگاه ها (۳)

اسکادرانِ چراهاچرا ما انقدر غــــَم داریم؟!چه چیزی کم داریم؟...

عجایب صنعتی دیدم در این صفهشلهف در هشلهف در هشلهفیکی را خسته...

من فکر می کنم آن چه موجب رنجش آدم ها از یکدیگر می شود ، این ...

ما در سرزمینی زندگی میکنیم که وقتی کسی می میرد میگویند راحت ...

قلب های مرده پارت ۵۹(گزارش شده بود)به جای اینکه به سمت اتاقم...

خون آشام من/پارت۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط