{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجایب صنعتی دیدم در این صف

عجایب صنعتی دیدم در این صف
هشلهف در هشلهف در هشلهف
یکی را خسته از بس خورد و خوابید
یکی پیوسته در کار مضاعف

عجایب صنعتی دیدم دلنگون
که در یک شعبه بانک درب و داغون
یکی دنبال یک میلیون وام است
یکی موجودی اش میلیون تریلیون

عجایب صنعتی دیدم چو پاندول
که مردی متقی معقول مقبول
کمک می کرد در تعمیر مسجد
ولی شغلش نزول و بهره ی پول

عجایب صنعتی دیدم خدایی
که یک کشور به نام آریایی
به زیر پاش نصف نفت دنیا
ولی دنبالِ بنزین گدایی

عجایب صنعتی دیدم به بیل بورد
نژاد ترک و فارس و گیلک و کرد
میان سفره اش یک کاسه از نفت
درونش نان ترید می کرد و می خورد

عجایب صنعتی دیدم در این دشت
در این دشت دراندشت دراندشت
که در کوچه خیابان روز روشن
یکی دنبال رای خویش می گشت

عجایب صنعتی دیدم در این دار
نوشته با خط قرمز به دیوار
اگر چه گفته ام یک بار "آری"
ولی حالا "نه" روزی هفتصد بار

عجایب صنعتی دیدم هوایی
کسی می کرد بر مردم خدایی
یکی از ده مقام او وزارت
سوادش زیر سیکل ابتدایی

عجایب صنعتی دیدم چنان قند
چو دانشگاه و حوزه کرد پیوند
به دانشگاه نماز جمعه خوانند
"کتابو" تو مصلا می فروشند

عجایب صنعتی دیدم به وادی
کسادی در کسادی در کسادی
که بازاری توی کار سیاست
سیاسیون به کار اقتصادی

عجایب صنعتی دیدم به لوله
اتل بود و متل بود و توتوله
زمان بچگی گاری سواری
حالا چی؟ ماشین ضد گلوله

عجایب صنعتی دیدم کوچولو
اوسول لولو اوسول لولو اوسول لو
هزار تا موشک و خمپاره دارد
ولی می ترسد از آقای هالو
دیدگاه ها (۱۷)

سیاسی اجتماعی

🔴با دیدن این ویدیو متوجه می‌شوید چرا دست اسرائیل و آمریکا بر...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 6 | آدمِ دردسرسازیک هفته از شروع ترم گذشته بود...

مافیای من — قسمت ۱۷مردی که نباید برگشته باشدراهرو برای چند ث...

### پارت ۴: رنگِ سرخ رویِ دستانِ سرد نصفه‌شب بود و سکوتِ عما...

زندگی جدیدp5ویوانیاالا دو هفته از اردو میگذره و الا تو اتوبو...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط