رمان شاید در زندگی بعدی پارت
رمان شاید در زندگی بعدی پارت ۳
گیو گفت وقتی داشتی خواب می دیدی فقط با من وقت نگذرون به روز مرگیت هم برس اون طوری کم کم یادت میاد
شینوبو به گیو گفت راستش من توی خوابام یا توی زندگی قبلیم همیشه می خواستم بهت بگم
من خیلی دو..... گیو یهو پرید وسط حرفشو گفت میدونم منم همین طور
وهمو بغل کردن شینوبو به گیو گفت ولی ما فقط ۷ سالمونه گیو گفت راست میگی بیا تا ۱۸ سالگیمون صبر کنیم شینوبو قبول کرد
روز ها ماه ها و سال ها گذشت تا روز تولد ۱۸ سالگی شینوبو
گیو خواهرش سوتاکو هم دعوت بودن چون سوتاکو دوست صمیمی خواهر شینوبوعه!
سوتاکو به گیو گفت گیو برو پیش شینوبو منو کانائه حرفهای دخترونه داریم
گیو به خواهر بزرگترش چپ چپ نگاه کردو گفت منم میخواستم همین کارو کنم!
و رفت پیش شینوبو
سوتاکو رو به کانائه کردو گفت من میگم ی چیزی بین این دوتا هست!
کانائه گفت آره خیلی تابلوعه اونا میگن فقط دوست صمیمین ولی اون طوری که گیو به شینوبو نگاه میکنه یا اون طوری که شینوبو به گیو نگاه میکنه معلومه!
ادامه دارد...
بچه ها برای پارت های بعد نظر بدین😭💜
گیو گفت وقتی داشتی خواب می دیدی فقط با من وقت نگذرون به روز مرگیت هم برس اون طوری کم کم یادت میاد
شینوبو به گیو گفت راستش من توی خوابام یا توی زندگی قبلیم همیشه می خواستم بهت بگم
من خیلی دو..... گیو یهو پرید وسط حرفشو گفت میدونم منم همین طور
وهمو بغل کردن شینوبو به گیو گفت ولی ما فقط ۷ سالمونه گیو گفت راست میگی بیا تا ۱۸ سالگیمون صبر کنیم شینوبو قبول کرد
روز ها ماه ها و سال ها گذشت تا روز تولد ۱۸ سالگی شینوبو
گیو خواهرش سوتاکو هم دعوت بودن چون سوتاکو دوست صمیمی خواهر شینوبوعه!
سوتاکو به گیو گفت گیو برو پیش شینوبو منو کانائه حرفهای دخترونه داریم
گیو به خواهر بزرگترش چپ چپ نگاه کردو گفت منم میخواستم همین کارو کنم!
و رفت پیش شینوبو
سوتاکو رو به کانائه کردو گفت من میگم ی چیزی بین این دوتا هست!
کانائه گفت آره خیلی تابلوعه اونا میگن فقط دوست صمیمین ولی اون طوری که گیو به شینوبو نگاه میکنه یا اون طوری که شینوبو به گیو نگاه میکنه معلومه!
ادامه دارد...
بچه ها برای پارت های بعد نظر بدین😭💜
- ۴.۷k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط