{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love Between the Tides

love Between the Tides⁵⁹

فردا
بیمارستان بودم و جواب آزمایشم رو گرفتم
و رفتم از بیمارستان بیرون
تهیونگ: ا/ت
ا/ت:😑😑
تهیونگ: خوبی؟
ا/ت: باید بررم خونه
تهیونگ: صبر کن اتفاقی افتاده؟ به من بگو
ا/ت: نه دیگه به من زنگ نزن
تهیونگ: دیوونه شدی؟
دستم رو گرفت رو رفتیم تو ماشین نشستیم
تهیونگ: بگو چیشده؟
ا/ت: هیچی
تهیونگ: ا/ت راستش رو بگو
ا/ت: 😭
تهیونگ: چرا گریه میکنی؟
ا/ت: تهیونگگگ
تهیونگ: جانم
ا/ت: من...

چند دقیقه قبل
👩🏻‍⚕️: بفرمایید بشینید
ا/ت: بله
👩🏻‍⚕️: درد کمتر نشده؟
ا/ت: کمی بهترم
👩🏻‍⚕️: نتیجه آزمایش چیز خوبی نشان نمیده متاسفانه
ا/ت: چی شده؟
👩🏻‍⚕️: ازدواج کردید؟
ا/ت: خیر
👩🏻‍⚕️: حقیقتش شما متاسفانه نمیتوانید هیج وقت بچه دار شید؟
ا/ت: یعنی چی؟ من فقط یه دل درد ساده داشتم که فکر کنم بخاطر غذایی بود که خوردم
👩🏻‍⚕️: بله درسته همیشه علائمش ممکنه یه روز باشه و خیلی شدید باشه
ا/ت: یعنی واقعا من هیچوقت نمیتونم بچه دار بشم
👩🏻‍⚕️: بله متاسفانه خیلی متاسفم
ا/ت: نمیتونم عمل کنم؟ یا کاری نمیتونم انجام بدم
👩🏻‍⚕️: نه متاسفانه چیزی که من میبینم یه مشکل جدی هست انگار داخل خانواده شما هم این مشکل بوده
ا/ت: نه فقط عمه ی مامانم این مشکل رو داشته
👩🏻‍⚕️: خب درسته عمه ی مامانت هم دور نیست پس بخاطر همین که این مشکل دارید او بچه دار نشد؟
ا/ت: نه
👩🏻‍⚕️: پس شما هم شبیه او هستین
ا/ت: بله متوجه شدم الان ممکنه باعث بیماری شدید یا چیز دیگه ای بشه
👩🏻‍⚕️: نه فقط ممکن است کمی درد داشته باشی که بیا پیش خودم برات قرص مینویسم
ا/ت: باشه ممنون
👩🏻‍⚕️: خواهش میکنم..

حال
تهیونگ: یعنی تو نمیتونی هیچوقت بچه دار بشی؟
ا/ت: نه نمیتونم
تهیونگ: گریه نکن چیزی نشده
ا/ت: یعنی چی چیزی نشده من دیگه نمیتونم مادر بشم آرزویی که داشتم آرزویی که داشتی همه ی این ها خراب شد
تهیونگ: آرزوی من اینه که فقط با تو باشم و تو خوشحال باشی بچه هم هیچ اهمیتی نداره
ا/ت: نه تهیونگ نمیشه من نمیتونم باهات باشم
تهیونگ: چرا ا/ت؟ فقط بخاطر بچه؟
ا/ت: آره اگر ما بتونیم ازدواج کنیم تا دو سه سال اول درسته هیچی مهم نیست اما از اون به بعد چی؟ اصلا تو بچو ده سال بعد زندگی برای ما خیلی تکراری و خسته کننده میشه وقتی من نتونم بچه دار بشم برای چی خوبم؟
تهیونگ: من تورو بخاطر خودت میخوام نه بچه
ا/ت: نه نه نمیشه بچه شیرینی زندگی هر مردی تو زندگیش آرزوی این رو داره که یه نفر بهش بگه بابا
تهیونگ: اما من این رو نمیخوام من تورو میخوام
ا/ت: نه نمیتونم من نمیتونم نمیخوام هیچوقت ازدواج کنم بخاطر اینکه حسرت بچه همیشه تو دلم میمونه
تهیونگ: عزیزم من دوست دارم نمیخوام بخاطر بچه از دستت بدم
ا/ت: اما اگر چند سال بعد بچه بخوای چی؟
تهیونگ: میرم زن میگیرم😂
ا/ت: من قبول نمیکنم ازت طلاق میگیرم
تهیونگ: فدات بشم این چه حرفیه من عاشقتم بچه چیه اگر یه وقت بچه بخوام میریم یکی میاریم باهم بزرگ میکنیم خوبه؟
ا/ت: نمیخوام من حس میکنم این هم بخاطر اینه که ما برای هم نیستیم
تهیونگ بوسه ای به لبم زد
تهیونگ: این فکر هارو از سرت بیار بیرون من عاشقتم بخاطر یه بچه فراموشت نمیکنم
ا/ت: راست میگی؟
تهیونگ: آره
ا/ت: قبل از حرف زن فکر کن که یه روز نگی من نمیتونم
تهیونگ: من همه ی فکر هام رو قبلا کردم
ا/ت: یعنی واقعا میتونی باهاش کنار بیای
تهیونگ: اگر لبخند تورو ببینم آره
ا/ت: 😊
تهیونگ: آره الان خوبه
ا/ت: کجا بریم؟
تهیونگ: هرجا تو بگی
ا/ت: بریم خرید خیلی وقته نرفتم خرید
تهیونگ: چشم..

یک ساعت بعد
ا/ت: خسته نشدی؟
تهیونگ: نه
ا/ت: وایی این گردنبند من عاشقشم تو گوشیم عکسش رو میدیدم همه جا تمام شده بود این مغازه داره این گردنبند رو
تهیونگ: بیا بریم بخریم
ا/ت: نه
تهیونگ: چرا؟
ا/ت: بذار یه وقت دیگه
تهیونگ: خب دوسش داری
ا/ت: نه خستم برم داخل اون مغازه خیلی شلوغه
تهیونگ: باشه بریم یه چیزی بخوریم
ا/ت: آره بریم
تهیونگ: بیا تو اینجا بشین من میام
ا/ت: اهمم باشه

چند دقیقه بعد
یونا: پارک ا/ت؟
ا/ت: کانگ یونا
یونا: وایی خوبی دختر
ا/ت: ممنون
یونا: خیلی وقته از اخرین دیدارمون میگذره
ا/ت: آره
یونا: تنهایی؟
ا/ت: اها آره اومده بودم خرید
یونا: خب خوبه من اومدم چندتا لباس بخرم اگر وقت داری باهم بریم
ا/ت: باشه
تهیونگ: من..
یونا: تهیونگ؟ تو اینجا..
ا/ت: وایی یونا چه سورپرایزی تو که گفتی تنهایی کیم تهیونگ اینجاست که
یونا: من نمیدونستم اینجاست
ا/ت: نمیدونستی؟ چه عجیب یعنی در یک مکان ما سه تا.. باهم وایی چه جالب
تهیونگ: تو اینجا چیکار میکنی؟
یونا: اومدم خرید الان میتونیم سه نفره بریم
ا/ت:نه من مزاحم نمیشم شما برید...

#فیک
#سناریو
#taehyung
#تهیونگ
#فیکشن
#رمان
#عشق_بین_جزر_و_مد
دیدگاه ها (۵۹)

love Between the Tides⁶⁰یونا: نه باهامون بیا تهیونگ: آره بیا...

love Between the Tides⁶¹چند روز بعد بیرون بودم داشتم قدم میز...

love Between the Tides⁵⁸تهیونگ تهیونگ: مینسو مینجو بیاید بری...

love Between the Tides⁵⁷یونا دوهیون(دوست یونا) دوهیون: چیکار...

love Between the Tides⁶³تهیونگ: دکتر اشتباه شده من مطمئنم اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط