#عروسک_من
#عروسک_من
قسمت پنجم
ساعت ۱۲:۳۰
+خب جنی خداحافظ
جنی که رفت یک نفر از پشت بغلم کردم روبه مو برگردوندم که دیدم کوک
+کوک عوضی اگه کسی میدید چی(عصبانی و حرصی)
–فسقلی نکنه ترسیدی(خنده
+بزار برسیم خونه بهت نشون میدم
سوار ماشین کوک شودن راهی خونه شدن
–حالا فسقلی حرص نخور وگرنه صورت چروک میشه و من خواهر چروکیده نمیخوام (خنده 🤣🤣🤣)
+مرض میمون چروکیده خودتی بیریخت
–من بی ریختم هزار نفر دنبال منن(چقدر این برادر مون از خود راضی 🤣🤣🤣
+اگه تو هزار نفر دنبالتن چرا باهاشون تو رابطه نمیری (حرصی عصبانی)
–چون من میخوام با تو برم تو رابطه بیبی
+جان
مغز کوک
–وای چی گفتم خدا نگم چیکارت نکنه نویسنده
نویسنده: من چیکار کردم
–همش تقصیر تو
نویسنده: برو بابا
کوک از مغزش اومد بیرون
+کوک تو چی گفتی
–من چیزی نگفتم
رسیدن جلوی در خونه
لیسا زنگ در خونه رو زد خدمتکار درو باز کرد
خدمتکار خوش اومدید خونه خانوم
+سلام خیلی ممنون
قسمت پنجم
ساعت ۱۲:۳۰
+خب جنی خداحافظ
جنی که رفت یک نفر از پشت بغلم کردم روبه مو برگردوندم که دیدم کوک
+کوک عوضی اگه کسی میدید چی(عصبانی و حرصی)
–فسقلی نکنه ترسیدی(خنده
+بزار برسیم خونه بهت نشون میدم
سوار ماشین کوک شودن راهی خونه شدن
–حالا فسقلی حرص نخور وگرنه صورت چروک میشه و من خواهر چروکیده نمیخوام (خنده 🤣🤣🤣)
+مرض میمون چروکیده خودتی بیریخت
–من بی ریختم هزار نفر دنبال منن(چقدر این برادر مون از خود راضی 🤣🤣🤣
+اگه تو هزار نفر دنبالتن چرا باهاشون تو رابطه نمیری (حرصی عصبانی)
–چون من میخوام با تو برم تو رابطه بیبی
+جان
مغز کوک
–وای چی گفتم خدا نگم چیکارت نکنه نویسنده
نویسنده: من چیکار کردم
–همش تقصیر تو
نویسنده: برو بابا
کوک از مغزش اومد بیرون
+کوک تو چی گفتی
–من چیزی نگفتم
رسیدن جلوی در خونه
لیسا زنگ در خونه رو زد خدمتکار درو باز کرد
خدمتکار خوش اومدید خونه خانوم
+سلام خیلی ممنون
- ۳۴
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط