{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عروسک_من

#عروسک_من


قسمت ششم



+ ببخشید مامان و بابام کجا هستن


خدمتکار: خانوم ، مادر و پدرتون رفتن برای چند ماه مسافرت . داداش تون هم رفتن خونه ی دوست شون تا چند روز خونه نمیان .



+ آهان خیلی ممنونم شما دیگه نمی خواد خونه باشید و برای چند روز برید مرخصی



خدمتکار: چشم خانوم


خدمتکار رفت


_ خب لیسا من میرم دوش بگیرم و بعد دوش میام ناهار بخوریم


+ امم باشه منم میرم لباس ها مو عوض کنم و میز رو بچینم تا غذا بخوریم

کوک رفت اتاق ش و لیسا رفت اتاق ش


لیسا لباس شو عوض کرد و از پله ها رفت پایین و رسید سالن و غذا ها رو داغ کرد
کیمچی نودل و سوچی و میز رو چید


و رفت اتاق کوک در بزنه که جواب نداد و رفت تو


و ادامه کوک از حموم اومد بیرون و یک حوله دوره کمرش بود


+امم من اومد بودم صدات کنم تا بیای پایین ناهار بخوریم ( روی شو کرد بود پشت تا بدن کوک رو نبینه)


_ آهان فسقلی چرا روب تو اونوری می‌کنی و می‌ره سمت لیسا و لیسا رو برمی‌گردون پیش خودش


و لیسا دست شو می‌زاره رو سینه ی کوک



+ کوک الان غذا ها می سوزه




نویسنده :دروغ میگه زیر غذا ها خاموش



+ ای بابا نشد ما یک چیزی بگیم نویسنده دخالت نکنه



نویسنده: لیسا مراقب حرف زدنت باش وگرنه به کوک میگم عاشق شی



+ غلط کردم نویسنده نگو



نویسنده: اگه دختر خوبی باشی نمیگم بای



+ باشه دختر خوبی میشم بای نویسنده جونم💋
دیدگاه ها (۰)

#عروسک_من قسمت هفتم+ باشه دختر خوبی میشم بای نویسنده جونم 💋 ...

#عروسک_من قسمت هشتم_ حالا برو فسقلی+ باشه ددی لیسا از پله ها...

#عروسک_من قسمت پنجم ساعت ۱۲:۳۰+خب جنی خداحافظجنی که رفت یک ن...

#عروسک_من قسمت چهارم–خب بچه ها حضور غیاب کردیم و شما میدونید...

#عروسک_منسلام من لیسا هستم ۱۸ سالمه مدرسه میرم پدرم فوت شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط