#عروسک_من

#عروسک_من


قسمت هفتم



+ باشه دختر خوبی میشم بای نویسنده جونم 💋



_ لیسا سه ساعت دارم صدات میکنم کجایی الووو


+ بله کوک داشتم یک چیزی فکر میکردم یک پاش سر خورد افتاد و کوک گرفتش دو تایی افتادن تو تخت کوک و لب کوک رو لب لیسا هست


تو ذهن کوک


_ عجب لبی داره


نویسنده: عمو اینجا زنو بچه نشست خجالت بکش


_ باشه بابا چیزی نگفتم



نویسنده: نه توروخدا بگو



_ باشه خدا حافظ



نویسنده رفت و کوک از ذهن ش اومد بیرون و هنوز لبش رو لب کوک بود و کوک آروم و آروم لب های لیسا رو می خورد و لیسا خانوم هم خوشش اومد بود همراهی میکرد( آقا من بی ادب نیستم اینا بی ادبن نگاه شون کن 🤣🤣)




۵دقیقه گذشت از هم دیگه جدا شدن



+ ددی خیلی حال داد ( با صدای بچه گونه )



_ اخخ میخوای ددی شب به فنا ت بده



+ ههه نمیتونی چون تو داداشمی 🤣🤣




_ چه فرقی می‌کنه تازه معلم ت هم هستم



+باشه ددی از روم بلند شو و ادامه بحث مون شب و من خیلی گشنمه

کوک از روی لیسا بلند شد و حوله شو محکم دوره کمرش رو سفت کرد و کمر لیسا رو گرفت و لب شو گذاشت رو لب لیسا و بعد از چند ثانیه جدا شد



_حالا برو فسقلی
دیدگاه ها (۰)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سناریو ران پارت اخر

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط