{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق‌یهویی⁵

عشق‌یهویی⁵
تهیونگ ـ هیچی دیگه نیس
ات ـ هوففف بخاطر مامانم میارمتا..حالا چند نفرین؟
تهیونگ ـ منو جونگکوک
ات ـ هوم..بزار ب دخترا زنگ بزنم
ات‌ویو
زنگ زدم ب جنی
ات ـ سلوم
جنی ـ تو کدوم گوری هستییی؟
ات ـ دونفره دیگه‌عم میان
جنی ـ کیا؟
ات ـ حالا میبینین..پیش هانولی؟
جنی ـ ن پیش جدم..اره دیگه
ات ـ پس ب اونم خبر بده
جنی ـ چشم ارباب
ات ـ یکم بعد میام
جنی ـ ن میخای نیا
ات ـ جنی زیاد زر نزن..افرین
جنی ـ چشم
ات ـ بای
گوشیو قط کردم و روب‌روی تهیونگ گفتم: پس زودتر ادامه بشین..دوستام کلمو میکنن
تهیونگ ـ باشـ...
جونگکوک ـ سلام داداچ(مامان ات درو وا کرد)
تهیونگ ـ سلامم..چخبر خوبی.
جونگکوک ـ مرسی..تو اته‌ای؟
ات ـ اره..اماده‌این؟
تهیونگ ـ اره
ات ـ پس سریع برین سوار ماشین بشین راه بیوفتیم
کوک‌ویو
رفتیم نشستیم تو ماشین
کوک ـ تو میرونی ات؟
ات ـ چطور؟
کوک ـ همینطوری
ات ـ اها...یکم تند میرم
¹⁹مین بعد
ات ـ خشگل خانوما..بپرین بالا
هانول ـ اوو جونن بخورمت
ات ـ بیا تو ماشین ببین کی تو ماشینه بعد زر بزن
*رسیدن شهربازی*د
ات ـ کوک کجا بریم؟
کوک ـ نمیدانم..
ات ـ ترن هوایی؟
کوک ـ موافقم!
تهیونگ ـ هومـ..چیییی ترنن؟ نه نه عمرااا
ات ـ باشه نیا..کوک بیا ما پیش هم بشینیم
کوک ـ باشه
ـــ
حیمایت؟
دیدگاه ها (۶)

dark love

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

چندپارتی جونگ کوک

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖(پارت 7 و 8 جابجا شده) ویو تهیونگتهیونگ...

?𝓪𝓻𝓽۴۳ات ویو دیدم سومین داره میره سمت کوک زود تر ازش دویدم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط