{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم ها می گذرند

آدم ها می گذرند
آدم ها از چشم هایم می گذرند
و سایه ی یکایکشان
بر اعماق قلبم می افتد
مگر می شود
از این همه آدم
یکی تو نباشی
لابد من نمی شناسمت
وگرنه بعضی از این چشم ها
این گونه که می درخشند
می توانند چشم های تو باشند
دیدگاه ها (۱۰۰)

کم دارند چیزی کم دارند این حروف این کلمات این جملات این شعر ...

مقصر تویی اگر چشمهایت را درویش کرده بودی من حالا در حسرت نگا...

قرارمون باشه یه عصر بارون خورده ی پاییزی،یه پیاده‌ رویِ خلوت...

دوست نداشتنت کار من نیست حتی موقعی که میدونم فاصله‌ زیادی بی...

من از گم شدن بسیار می ترسماز سایه ی دیوار می ترسمپیدا شو ای ...

تو نیستیو من نمی دانم با دوستت دارمهاییکه هنوز روی لبهایم جا...

خسته نباشی سرنوشت ...!!روزها یکی پس از دیگری به پایان می‌رسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط