{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:35

-دکتر گفت بدنت اماده نبوده....اخیرا استرس خیلی زیادی رو هم تحمل کردی، چون بار اولت بوده فشار زیادی بهت اومده....نمیتونم بگم بی تقصیرم....معذرت میخوام...
+ن...نه نیاز نیست‌.....
تا خواستی ادامه بدی....
یک نفر بدون در زدن وارد شد....
سارانگ با چشمای اشکی پرید توی اتاق....
&نونا.....
+سارانگ؟
&نونا.....
روی تخت نشست و بغلت کرد....
&دو...دو روز....
+من خوبم عزیزم....خوبم سارانگ....
&خد...خداروشکر....
از بغلت اومد بیرون‌....
همچنان داشت گریه میکرد....
&چ...چیزی نمیخوای؟
دیدگاه ها (۰)

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:36+نه عزیزم....گریه نکن دیگه ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:37+نیازی نیست عذر خواهی کنی.....

خدانگهدار اسطوره 🥲

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:34چشم هاتو باز کردی.....یونجو...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:21اتاق سارانگ

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:2۱کتابخونه سارانگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط