{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ame: My many years of lov

ame: My many years of lov
Part:②②
×اوهوم(لبخند)
☆خیلی خوبه بیا بریم بهت اتاقتو نشونت بدم
×باشه

ویو میونگ
بهش اتاقشو نونش دادم گفتن یکم استراحت کنه میاد منم رفتم اتاقم به دوش آب سرد گرفتم اومدم بیرون حالمو بهتر کرده بود رفتم و یه لباس انتخاب کردم و پوشیدم کفشمو پوشیدم رفتم جلوی آینه مو هامو خشک کردم مو هام خودش حالت موج دار بود پس حالتش ندادم شونش کردم میکاپ همیگیم رو کردم عطر زدم درحال گوشوار نصب کردن به گوشم بودم که در زده شد اون هانسعو بود با دیدنش یه لبخند زدم که اومد طرفمو گفت

×جایی میری خوشگله؟
☆میرم داخل شرکت کانسو قرار بود چند تا از لوازم آرایشی هاشون رو من باید براشون معروف کنم(لبخند)
×پس حسابی معروف شدی
☆نه بابا (لبخند) آخیش بلخره تونستم بکنمش داخل گوشم
×میخوای برسونمت؟
☆نه با بادیگارد باید برم کلی از طرفدارام اونجان(لبخند)
×اوای گاش(خنده)
☆خداحافظ خوشتیپ حواست باشه کسی ندزدتت(بعد حرفش لباشو سطحی روی لبای هانسعو گذاشت و بعد رفت بیرون)

ویو هانسعو
داشت حرف میزد که یهو سطحی لبامو بوسید و بعد رفت بیرون واقعا این دختر عجیبه ولی حس خوبی داشت

ویو میونگ
رفتم پایین که جنگکوک رو دیدم که گفت

-کجا میری؟
☆بعد برات میگم دیرم شده
-....ا
☆راستی هانسعو اومده.. خداحافظ
-خداحافظ

ویو میونگ
رفتم بیرون که ماشین جلوی در عمارت بود یک بادیگارد هم در رو برام باز کرد دوتا ماشین بادیگارد هم پشتش بود رفتم داخل ماشین که بعد چند مین رسیدم داخل پنجره مه نکاه کردم هزاران نفر اونجا بودن یک فرش قرمز به شرکت پهن کرده بودن و دورش چند تا میله در باز شد و طرفدار ها تا منو دیدن جیغ زدن و کلی نور دوربین ها روم بود منم لبخند زدمو براشون دست تکون دادم وقتی به داخل رسیدم یه مرد که بهش میخورد رئس این شرکت باشه دهن باز کرد و شروع به حرف کرد

رئس: سلام خانم جئون
☆سلام (سرد)
رئس: همونجورکه شما قرار داد رو امضا کردید حالا بریم سر کارمون به این طرف لطفا(دستشو به طرف اون طرف دراز کرد)
☆باشه
رئس: اینجا این خانم مدیر برنامتون میشه
☆باشه ممنونم
÷سلام من مدیر برنامتون هستم
☆سلام بله عزیزم باید چیکار کنیم
÷باید اون قسمت عکس هاتون رو بگیریم
☆اوهوم بله

ویو میونگ
بعد چند مین عکس گرفتن تموم شد رفتم خونه که دیدم همه روی مبل نشستن و با دیدن من نگاهشون به من اومد

-♡×کجا بودی؟
☆شرکت که گفتم
♡-×خب
☆هیجی عکس هامو کرفتم ولی بعد لغوش کردم و امضام رو پس کرفتم زیاد خوشم به شرکتش نیومد
♡-×آها
☆راستی فردا بابا اینا میان
♡-باشه

ویو فردا
دیدگاه ها (۴)

ame: My many years of lovPart:②③ویو میونگرفتم داخل اتاقم لبا...

👆🏻قلب بالا رو آبی میکنی🌊

ame: My many years of lovPart:②①آجوما: خانم برفایید بخورید خ...

ame: My many years of lovPart:②⓪اسلاید دوم لباسی که عوض کرد☆...

پسری که قلبم رو برد

p𝑎𝑟𝑡17اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:از خواب بیدار شدم دیدم...

شغل پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط