آت:ها...عالییی ببینم من کجام؟اخ سرم
یهو در باز شد و جین اومد داخل
آت:جین(آروم)ببینم من کجام؟(جیغ)
جین:آروم باش(داد)
آت:(بغض)
جین:زود بیا صبحانه بخور
ورفت
آت:
رفتم پایین نامی روی مبل نشسته بود و روزنامه میخوند تا منو دید تعجب کرد چون بغض داشتم
نامی:آت خوبی؟
بلند شد و میخاست بیاد سمتم که پریدم بغلش و دوباره افتاد رو مبل
نامی:ششششش آروم باش ،فقط میخایم مراقبت باشیم
آت:با...باشه پیشتون میمونم
نامجون :خوبه راضی شدی ،چرا از اون بالا صدای جیغ و داد می اومد؟
جین:من سرش داد زدم
آت ترسید و دوباره پرید بغل نامجون و سرش رو تو گردن نامی قایم کرد
نامجون :من تنها تون میزارم بهتره آشتی کنین
نامجون رفت....
آت:......
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.