{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p¹¹

---

قسمت ۱۱ : نقطه ضعف

ویو ا/ت
نفس‌هام بریده‌بریده شده بود. پرده رو محکم گرفتم که نیفتم. نگاه وی درست توی چشمام قفل شد… انگار همه‌ی دنیا برای چند لحظه ایستاد.
اما بعدش صدای مینهو همه‌چی رو شکست:
"نقطه ضعفت رو پیدا کردم..."
یخ کردم. یعنی… من؟

دست‌هام شروع کرد به لرزیدن. یه لحظه حس کردم اگه همون‌جا ببینمش که آسیب می‌بینه… نمی‌دونم زنده می‌مونم یا نه.


---

ویو وی
خون از شونه‌م می‌چکید، اما چیزی که بیشتر می‌سوزوند، ترسی بود که توی نگاه ا/ت دیدم.
_ "لعنتی…"
مینهو قدمی به عقب برداشت و لبخندش پهن‌تر شد.
"همین دختر کوچیک… همینه که می‌تونه کل نقشه‌هات رو خراب کنه، وی."

شوگا داد زد: "وی! حواستو جمع کن!"
ولی گوشم فقط دنبال صدای ا/ت بود.


---

ویو ا/ت
پنجره رو باز کردم، صدام لرزید:
+ "وی… برگرد… خواهش می‌کنم…"
مینهو با شنیدن صدام خندید.
"دیدی؟ خودش تو رو صدا می‌زنه."

همون لحظه یکی از افراد وی دوید سمت من تا پنجره رو ببنده. ولی دیر شده بود… تیر دوم شلیک شد.


---

ویو وی
زمان کند شد. فقط تونستم ببینم مسیری که گلوله می‌رفت… مستقیم سمت پنجره.
قلبم از جاش کنده شد.
بدون فکر خودمو انداختم جلو.

صدای شلیک… صدای شکستن شیشه… و بعد، همه‌چی تاریک.


---

🩸 پایان قسمت ۱۱
منتظر قسمت باش!
دیدگاه ها (۲)

p¹²---قسمت ۱۲: بیداری از خونویو ا/تصدای سکوتی سنگین روی جنگل...

p¹²---ادامه پارت قبل...الان دیگه سیر شده بودم پس امشب وقتشه ...

بریم در مورد چند تا از سختی هایی که بانی کوچولوم تحمل کرده ر...

p¹⁰---قسمت 10 : وسوسه و خیانتویو ا/تاز وقتی وی رفته بود، دلم...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹¹*. ...

**پارت ۴**ویو ا/تاز مدرسه که اومدم بیرون، حس می‌کردم چشم‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط