{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال بعدکلاب شایلا عصر

"۱ سال بعد-کلاب شایلا-۱۹:۲۵ عصر"
"شخص سوم"
کارن بعد از یه هفته خوب شد و یجی هم گم و گور شد...و در کل زندگی ستی و کارن افتاد رو روال...و یه شازده ی خوشگل هم به خانوادشون اضافه شد...که امروز هم تو کلاب شایلا تولد ۶ سالگشیو گرفتن
-بالاخره رئیس هم زندگیش افتاد رو غلتک
-اره بابا فقط خودمم یبار زیر غلتک زندگی له شدم
و همه زدن زیر خنده
-کارن
-جونم جوجه
-مامان
-جون دلم شازده کوچولو
-من و مامان برات یه سوپرایز داریم
و بعدش دوتا بوسه بود که رو دو طرف گونم فرود اومد...یکی از طرف ملکه ی قلبم و یکی هم از طرف شازده کوچولوم
دیدگاه ها (۴)

درود دوستان.ممنون میشم اگه از این فیک خوشتون اومد تبلیغم کنی...

وقتی بهوش اومدم صدای بیب بیبی بود که رو مخم بود...یکم که دید...

و بعدش بلند شدم و از کلاب زدم بیرون...مقصدی نداشتم...پس همین...

دستی کلافه کشیدم به صورتم و لب زدم-کارای کلابو چیکار کنم؟-تو...

"۰۰:۵۰ بامداد-اتاق کارن-ستی"دختره ی احمق...فقط یه روز از اوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط