{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از دردهای نسل خاموش و سوخته من ."ازدواج"

یکی از دردهای نسل خاموش و سوخته من ."ازدواج"
فرار کردن از این همه اسرار و پا فشاری برای نه گفتن یه طرف .
و بدتر از اون زمانیه که مثل دوران بچگیت یه گوشه گیرت میندازن و ازت میپرسن چرا نمیخوایی؟
حالا اگر میتونی بحشون بفهمون بابا من آدم سر خوش دهه70 نیستم من زجر کشیده 60 هستم من سوختم دود شدم رفتم: تو جنگ  تو برنامه های متنوع آموزش و پروش که هر ساله نظام ورژن جدید میداد بیرون من نوجوون همون نسلی هستم که صبح تا شب تبلیغ میدیدم فرزند کمتر زندگی بهتر و حالا باید قبول کنم فرزند بیشتر زندگی بهتر .
بابا من به چی و کی باید اعتماد کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و در پاسخ بعد این توضیحات میشنوی دردت همینه فقط...... !!!!
اون موقعست که مبفهمی نسلت سوخت که هیچ کسی هم نفهمید و ندید خاکستر شدنت رو.
دیدگاه ها (۴)

زندگینامه نووا

پارت 1 رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀ویو نویسنده: ات یک بچه یتیمی بود ...

My lovely neighbor part : 60

I fell for my doctor-part 3

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

رمان :قرارداد سرنوشت

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۲هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط