{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک ولی تو نمیدونی من عاشقتم

اسم فیک :ولی تو نمیدونی من عاشقتم.

پارت :۶

از دید کوک

_چندساعتی میشد که اومدم خونه و. هنوز خبری از چهوان نیست. د آخه پسر لجباز کی به تو اجازه داده تنهایی بری بیرون اون تنها چیزیه که از فرشتم ات برام با قی مونده نمیخوام اونمم از دست بدم .

رفتم سمت اتاق. خودم و ات حدود ۱ سالی میشه که کسی وارد این اتاق نشده نمیخواستم چهوان. وارد این اتاق بشه. همه جا پر شده از. بطری های الکل و عکس ات.

رفتم سمت کمد لباساش و یکی از لباساشو گرفتم و بو کشیدم من چطور تونستم ۳ سال بدون این بود زندگی کنم. آخه چطور؟ یدفعه صدای گریه. اومد. حتما. چهوانه. از اتاق اومدم بیرون و درشو قفل کردم تا کسی نتونه بره داخل و بعدش رفتم سمته حال

^هع هع. بابایی

_بادیگارد تو میتونی بری. آفرین کارتو درست انجام دادی

&بله قربان با اجازه

_کجا رفته بودی هاا. ( با عصبانیت )

^رفته بودم پارک. بازی کنم هع هع( با گریه )

_چرا به من یا یکی از بادیگاردا نگفتی.

^چلا به تو بگم تو این همه کار داری و زیاد وقت نداری. میخواستم خودم تنهایی فردی توی پارک باشم که بدون مادر و پدره.

_(حالت چهرش از عصبانیت به ناراحتی تغییر کرد )تو خودت میدونی که مادرت

^که مادرم چی ها فک کلدی من نمیدونم مامانمو طلاق دادی و بعد با اون عفلیطه. ازدواج کردی. مگه مامانم چه گناهی داشت. خیلی بدی.....

*حرف چهوان با سوزشی که به گونش خورد و باعث شد تعادولشو از دست بده و بخوره زمین قطع شد

_نفهمیدم چیشد که. یهو دست رو چهوان بلند کردم و افتاد زمین

_چهوان بابایی من

^ازت متنفلممم. ( با گریه و سریع با دو وارد اتاقش شد )

_(سرشو با دستاش گرفت فکش منقبض شده بود چشماش هم رنگ خون )آهه لعنتی من چیکار کردم لعنت به من لعنت به من ات کجایی که حالمو خوب کنی خدا بکشتم که نتونستم ازت محافظت کنم اگه زودتر اون پیرخرفت (پدرشو میگه )کشته بودم این اتفاق نمی آفتاد قرار بود این خانواده از هم نپاشه اما الان هر لحظه همه چی داره بدتر میشه هوففففف. (ناگهان کنترلشو از دست داد و‌باعث‌شد که گلدون کناریش بشکنه )



ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۱۱)

فالو شه آیدیش:https://wisgoon.com/asas.w

اسم فیک :ولی تو نمیدونی که من عاشقتم پارت :۵ ^راستش من اصلا ...

اسم فیک :ولی تو نمیدونی من عاشقتم پارت :۴ و به سمت پارک راه ...

نام فیک:عشق مخفیPart: 10ویو ات*با ترس نگاش کردم*دکمه ی لباسش...

pert= 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط