{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتو
بیقرارت مانده ام، با آن همه بیداد تو

بی وفایی می کنی، گویا فراموشت شده
تا که شیرین میشدی من میشدم فرهاد تو

توی ایوان می نشستم، روبروی خانه ات
خانه ات آباد بود و، خانه ام آباد تو

حال و روزی داشتم، باکوچه هایت بیوفا
روزگارت شاد بود و، روزگارم شاد تو

بوسه بازی های زلفت، با تمنای نسیم
من تماشا می شدم، در حنجره فریادتو
دیدگاه ها (۱۳)

مردها….گاهی همه ی عشقشان در نگاهشان خلاصه می شودبگذار مطمئن ...

درد یعنی ...سر ادم به همان سنگی بخورد ..که روزی به سینه می ز...

عشق قلیانی ست با طعم خوشِ نعنا دوسیبمیکشی آزاد باشی مبتلا تر...

.سیمین بهبهانی"ﺁﺩﻣﻬﺎ "ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ...ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺕ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪﮔﺎﻫ...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط