{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟
سربه تایید تکان دادی و گفتی آری !

عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود
او که از جان خودت دوست ترش می داری

ای که نزدیک تری از من دلتنگ به من
بین ما نیست به جز فاصله ای اجباری

زندگی چیست به جز خاطره ای افسرده
زندگی چیست به جز رنج و غمی تکراری

گله ای نیست به تنهایی خود دل بستم
به -غزل گریه- ی هر روز..به شب بیداری

روی دیوار دلم سایه ای از قامت توست
مثل تنهایی من قد بلندی داری



#سیده_تکتم_حسینی
دیدگاه ها (۴)

تو که رفتی و شکستی و خرابم کردی.... شده ام حجله گه عشق، تو ن...

شبها که میگیرد دلم یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت احساس...

تو نبودی و به پاهای خدا افتادمدست بی رحم ترین ثانیه ها افتاد...

بیقرار آمدی اما به قراری که نبود ماه شهناز شدی در شب تاری ک...

بسم الله الرحمن الرحیم نه رنج و نه لذت :جهنم و بهشت هر دو تط...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش اول_Güzel şeyler biranda olur چيزاى خوب ...

سناریو اوبیکاکا

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟سربه تایید تکان دادی و گ...

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟سربه تایید تکان دادی و گ...

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟سربه تایید تکان دادی و گ...

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟سربه تایید تکان دادی و گ...

..به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟!سربه تایید تکان دادی ...

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟سربه تایید تکان دادی و گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط