{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهسته

آهسته
زمان رفته و برگشت ندارد

خوب و بدمان رفته
و برگشت ندارد

عمری که فقط با غم دنیا سپری شد

چون آب روان
رفته و برگشت ندارد

دیگر به سر آمد همه ایام جوانی

سیمای جوان رفته
و برگشت ندارد

شد کار دل خسته‌ی ما حسرت این‌که
این رفته و آن رفته و برگشت ندارد

بیهوده نگردید به دنبال خوشی ها
شادی ز جهان رفته و برگشت ندارد

گویی غم هجران عزیزان
شده عادت

انگار که جان رفته و برگشت ندارد,.,


الی
دیدگاه ها (۴)

آرام کن با روح دریا اضطرابم راطوفان به وحشت می کشاند انتخابم...

انگار نه انگار که ما عاشقِ اوئیمیعقوبِ گرفتار ، به پیراهنِ ب...

فال حافظ که گرفتم چمـدان قسمت شدسفر از فصل خوشی سوی خزان قسم...

مــناخـــم کردن تـــو روبه خنـــدیدن با کســی دیــگه عوض نمی...

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

《검은 마음》پارت ششم | بعد از کلاسامیلی همان‌جا ایستاد.صدای جمع ش...

《검은 마음》پارت هشتم | عمارتی که سکوت را دوست ۱داشتسه روز بعد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط