{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت آخر

قسمت آخر
قسمت سوم داستان سیندرلا:
وقتی رسید اونجا دید اوفففف چه خبره!!!!!شکیرا اومده بود اونجا داشت آواز میخوند ، جنیفر لوپز داشت مخ بابای شاهزادرو تیلیت میکرد ، زری و پری هم جوگیر شده بودند داشتند تکنو میزدن. صغرا خانوم هم داشت رو مخ اصغر بغال راه میرفت (آخه صغرا خانوم از بی شوهری داشت کپک میزد)خلاصه تو این هاگیرواگیر چشم شاهزاده به سیندرلا افتاد یه دل نه صد دل عاشق سیندرلا شد.
سیندرلا هم دید تنور. داغه بزار تندی بهش بچسبه.
سیندرلا با نازو عشوه به شاهزاده گفت : شاهزاده ملوسم منو میگیری ؟
شاهزاده گفت : شماره پات چنده؟ سیندرلا : 37
شاهزاده چشماش برق میزد گفت : آره میگیرمت من همیشه آرزو داشتم شماره پای زنم 37 باشه. خلاصه عزیزان من شاهزاده سیندرلا رو بغل کرد رو به مردم گفت : مردم همیشه آنلاین ، من و سیندرلا میخوایم باهم ازدواج کنیم به هیچ خری هم ربطی نداره .
همه کفتند مبارکه و میخوندند : گل پسر عروس.......داماد و ببوس یالا یالا
سیندرلا هم درکمال وقاحت شاهزاده رو بوسید و قند تو دلش آب شد ( سالها بعد هم مرض قند گرفت ومرد) باهم ازدواج کردن و بع کوری چشم صغرا زری و پری شصون بچه بدنیا آوردن.
پایانツツ
دیدگاه ها (۱۸)

I can be myself with himPart⁹³یونگی فیلم رو پلی کرد..وسط من ...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی همکارای خانومش گرم گر...

قسمت اول:این داستان سیدرلاس که به زبون کتابی نیس خیلی جالب و...

یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آب...

داستان سیندرلا ایرانی !یکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود ...

آسمونی : یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود ...

آسمونی : یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود ...

یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آب...

میخوام یه داستان واستون بگم بلکه بخوابین:آسمونی : یکی بود ، ...

این زمانی که وقت داشتم تا شاهزاده بیاد دنبالم مثل نور گذشت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط