{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#درخواستی

#درخواستی
#دوپارتی
وقتی خدمتکارشی و اون عاشقت میشه.........
The last part
_منظورت چیه؟
سر خدمتکار: خب.....
لینو راه افتاد سمت اتاقش و همینطور که درحال حرکت بود گفت:
_ا/ت رو بفرست اتاقم
سر خدمتکار: اتاق شخصیتون؟؟؟؟
_اره
سر خدمتکار: چ...چشم
(اتاق سرایداری)
سر خدمتکار: ا/ت ارباب میخواد ببینتت همراهم بیا
+بهش گفتین؟
سر خدمتکار: آره مشکلش چیه؟(سرد)
+هیچی خانوم
سر خدمتکار: پس راه بیفت
.
.
.
.
تق تق تق
_بیا
سر خدمتکار: آقا ا/ت رو اوردم
_خیلی خب تو میتونی بری
سر خدمتکار: ولی ارباب....
_گفتم برو بیرون
سر خدمتکار: چشم پس با اجازتون
ا/ت کل مدت سرش پایین بود و نگاهشو به زمین دوخته بود.....
_بشین
+بله؟
_گفتم بشین
+چشم
(رفت و نشست)
لینو کل این مدت رو خیلی خنثی حرف میزد که اصن نمیشد متوجه شد ریکشن واقعیش چیه
_خانم شیم یچیزی بهم گفت(همون سر خدمتکار)
+هرچی بهتون گفته اشتباهه
_اینطور فکر میکنی؟
+بله و اگر هم باور نمیکنین اونش دیگه مشکل خودتونه و میتونین اخراجم کنین(با جرعت)
_من نمیخوام اخراجت کنم ولی دیگه هم نمیخوام خدمتکارم باشی
+بله
_بزار برم سر اصل مطلب
+(سکوت)
_من دوستت دارم و میخوام از این به بعد میخوام با عنوان همسرم داخل این عمارت زندگی کنی
+من نمیتونم قبول کنم متاسفم
_ولی من نظر تورو نپرسیدم
لینو بلند شد و رفت سمت ا/ت و اونو روی کاناپه دراز کرد و روش خیمه زد و بوسه ی طولانی رو باهاش شروع کرد و ا/ت هم بر خلاف حرف چند دقیقه پیشش لینو رو با اشتیاق همراهی میکرد(خواهر من کرم داری اول رد میکنی که الان همراهیش کنی؟)
END
دیدگاه ها (۲)

عشق بی پایان

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط