{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز

گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز
بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم...
من می گریستم به اینکه حتی او هم
محبت مرا از سادگی ام می پندارد...
 
انسان های بزرگ دو دل دارند :
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که می خندد و آشکار است ...
دیدگاه ها (۱)

دست های کوچکشبه زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسدا...

می دانی چیست ؟به نظر می رسد زندگی مشکل نیست ،بلکه مشکلات زند...

در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...در "دلم" دلتنگی ام...

اشک‌های مادر , ...مروارید شده است در صدف چشمانشدکترها اسمش ر...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

عاشقانه های شبنم

پارت ۱۰: روزهایِ خاکستریسه روز گذشت. سه روزِ پر از درد، گرسن...

دشمنان هیچگاه آسایش و رفاه مؤمنان را نمی‌خواهند

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

🥀 قسمت ششم | روزهای سخت فاطمه...سال‌های آخر زندگی، فاطمه مری...

The Last Song of the Sea

✨#شهره_شهر. ✨«من کارمند خدا هستم…نه برای گرفتن مقام، نه برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط