{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز میاد من و تو یه نی نی داریم..

یه روز میاد من و تو یه نی نی داریم..
کوچولوی کوچولو..انقدر که بلد نیست راه بره..
پوشک میپوشه...4 دستو پا میره..
دستاشو میگیریم تا یکم وایسه..اما میفته..
دیگه خسته میشی..دراز میکشی بغلش و داد میکشی عسل بابا کیه؟؟
اما نینیمون نمیتونه حرف بزنه..
.
گنگ بهت خیره میشه..منم شاهد این صحنه هام..
میگی بهت گفتم عسل بابا کیه توله ی من...
اما یه روز میاد دو سالش میشه..یکم حرف میزنه..لباسامو میپوشه و میگه بابایی خوشگل شدم..؟؟
میگی بزغاله این که لباسای خانم منه.
میگه بابایی بهش نگیا اما من لباساشو پوشیدم تا با تو ازدواج کنم..
.

من میگم نخیر نخیر قبول نیست...این شوهر منه...عشق منه..کسی حق نداره باهاش ازدواج کنه..مال خودمه..
میگی عیب نداره..این توله میشه هووت...قبوله؟؟
من و نینی دوتامون جیغ میکشیم قبوله..بعدم ماچت میکنیم..
.

مطمئنم میرسه اون روز...منو تو بهترین مامان بابا میشیم
دیدگاه ها (۴)

بیدار شوپنجره را بگشا...بشنو خدا صدایت می زند!خنده کن که خدا...

"هیچکس"سرش آنقدر شلوغ نیستکه "زمان"از دستش در برود و "شما"را...

قسمت14 ازش جدا شدم و خوب برندازش کردم. باورم نمیشد اینقدر تغ...

قسمت13 بلند شدم و اولین کاری که کردم کانال زدم روی اهنگ. نمی...

سناریو خط قرمز

سناریو پسرای اسلایترین

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_27🍷🎸با صدایی از توی ...

یوکی با چشمای گرد به گیو نگاه میکنه و سعی میکنه فکر نکنه ...

رقص مرگ و عشقp²"ویو ۲ هفته بعد"دو هفته از اون اتفاق میگذره و...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

بنده پارت قبل_

ناز بی پایان.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط