پارت
پارت ³⁷
_( درسته اون لارا بود پیداش کردم خیلی بی حال بود )
_ چه بلایی اومده سرت چرا اینجوری شدی
+ اشکال نداره مشکلی نیست
_ یعنی چی مشکلی نیست ( داد ) کی این بلا رو سرت آورده
+ کمکم کن برم توی ماشین به جا این حرفا ( داد )
ویو توی ماشین
+( خیلی عصبی بود حرفی بینمون رد و بدل نمیشد ی دستش به فرمون بود و اون یکی دستش موهاش رو میداد بالا )
_ خب بگو
+ چیزه
_ بگو (داد)
+ ف فکنم مامانت به بابام زنگ زده منو پیشش خیلی بد جلوه داده ( به صورتش نگا کردم پوزخندی از سر عصبانیت زد و ماشین رو به سمت عمارت جئون روند )
_ بابات این بلا رو سرت آورده
+ اوم
+ میخوای چیکار کنی یکم آروم برون
_ حرف نزن
+( به عمارت جئون رسیدیم از ماشین پیاده شدم دامنم پاره شده بود کتش رو دور کمدم بست )
+ میگم نمیخوای که دعوا کنی ها
_ اتفاقا میخوام همون کارو کنم
....
لایک و بازنشر بالا
_( درسته اون لارا بود پیداش کردم خیلی بی حال بود )
_ چه بلایی اومده سرت چرا اینجوری شدی
+ اشکال نداره مشکلی نیست
_ یعنی چی مشکلی نیست ( داد ) کی این بلا رو سرت آورده
+ کمکم کن برم توی ماشین به جا این حرفا ( داد )
ویو توی ماشین
+( خیلی عصبی بود حرفی بینمون رد و بدل نمیشد ی دستش به فرمون بود و اون یکی دستش موهاش رو میداد بالا )
_ خب بگو
+ چیزه
_ بگو (داد)
+ ف فکنم مامانت به بابام زنگ زده منو پیشش خیلی بد جلوه داده ( به صورتش نگا کردم پوزخندی از سر عصبانیت زد و ماشین رو به سمت عمارت جئون روند )
_ بابات این بلا رو سرت آورده
+ اوم
+ میخوای چیکار کنی یکم آروم برون
_ حرف نزن
+( به عمارت جئون رسیدیم از ماشین پیاده شدم دامنم پاره شده بود کتش رو دور کمدم بست )
+ میگم نمیخوای که دعوا کنی ها
_ اتفاقا میخوام همون کارو کنم
....
لایک و بازنشر بالا
- ۱۱.۳k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط