{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر من بزرگ نمی شدم، پدربزرگ و مادربررگم هنوز زنده بودند،

اگر من بزرگ نمی شدم، پدربزرگ و مادربررگم هنوز زنده بودند،

موهای مادرم سفید نمیشد،

مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید،

تنهایی معنایش همان تنها

بودن در اتاقم بود، غروب جمعه برایم دلگیر نبود،

چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من....
دیدگاه ها (۱۴)

ﻣﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻧﺒﻮﺩﻡ ....ﺗﻮ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﯼﻭﻟﯽ ﻣﺎ ....ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺍﺗﻔ...

گاهـــــــــــــی آنچنان مزخرف می شــــــومکه برای دیگــــــ...

خدا را دوست دارم چون دریافتم کسی هست کهاگر بخواهد می شود و ا...

من همیــــنمنه چشمان آبـــی دارمنه کفش های پاشنه بلــندهمیشه...

پارت ۸: سایه‌یِ مرگماه داشت به پایان می‌رسید و هوایِ خانه از...

فیک : بین راندها

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

ازدواج اجباری

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط