{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی فقط یک حاشیه ی امن و آرام می خواهی ؛

گاهی فقط یک حاشیه ی امن و آرام می خواهی ؛
به دور از تمامِ دوست داشتن ها
به دور از تمامِ دلتنگی ها
به دور از تمامِ خواستن ها ، نخواستن ها …
تو باشی و یک فنجان قهوه ی داغ ، چند تکه شکلاتِ تلخ و یک موسیقیِ ملایم ،
چشمانت را ببندی ، لم بدهی وسطِ یک بیخیالیِ مطلق و تا چشم کار می کند ؛ عینِ خیالت نباشد
دیدگاه ها (۰)

پرنده..هی پرنده‌ی بی‌پروادر پیِ آن فوجِ گمشده بر مِهآشیان مس...

کودکی ام را دوست داشتمروز هایی که به جای دلمسر زانوی هایم زخ...

آدم ها در پیش بینی نشده ترین حالتِ ممکن می روند ،وقتی که فکر...

پارت چهارم: طعمِ متفاوتِ قهوهرزا برای چند لحظه خشکش زده بود....

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

Part 9 | Queen of My Heartساعت هشت شب...لیانا بعد از تمام شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط