{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مسافر غریبه یه راه بی نشونم میخوام برم گم بشم اینجا دیگه

مسافر غریبه یه راه بی نشونم میخوام برم گم بشم اینجا دیگه نمونم هوای اینجا واسه نفس کشیدن کنه برای زخم کهنه رها شدم مرحمه
دل من از غروب اینجا داره میگیره خورشید اینجا توی دستای شب اسیره عشق همیشه ناجی پیدا نمیشه اینجا تو شوره زار نمیشه دل بزنی به دریا
مسافر غریبه یه راه بی نشونم میخوام برم گم بشم اینجا دیگه نمونم هواااای اینجا واسه نفس کشیدن کمه برای زخم کهنه رها شدن مرحمه
کیلید شهر عشقه خدا دیگه تو دستم میخوام که عاشق بشم میخوام بگم که هستم یه روز میاد همون که دلم هواشو داره یه آسمون ستاره برای من میاره
مسافره غریبه یه راه بی نشونم میخوام برم گم بشم هوای اینجا واسه نفس کشیدن کمه برای زخم کهنه رها شدن مرحمه
دیدگاه ها (۱)

اگر چه شمعی واز سوختن نپرهیزینبینمت که غریبانه اشک می ریزی!ه...

نوبهار است به دنیا اما در تن خسته من عشق در خواب زمستانی س...

چخخخخخخ

:-*

#آخرین _نگاه پارت 11ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط