سناریو

سناریو
وقتی پدروپسرو باهم تنها میزاری

نامجون:اخخخ بدبخت شدیم مامانت بیاد کلمونو میکنه
بچه: مگه مامان دایشی هه
نامجون: وقتی بفهمه گازشوترکوندیم اره

جین: یاااااامننننن هندسام ترم بچه
بچه: نخیلم مامان خودش بم گف ت هندسام تراز بابایی
جین: مامانت غلط ن زشته مامانت اشتباه کرده اصن اگه من هندسام نبودم توام نبودی

جیهوپ: بابایی اون ملاقرو بده
بچه: بفلما
جیهوپ: مرسی سانشاینم خدابگم چیکارت کنه ا/ت من زن گرفتم یا شوهرانگار کارگرافغانیم

شوگا: وقتی میای میبینی این دوتا خیلی قشنگ همو بغل کردنو خوابیدن.

جیمین: فقط اگه به مامانت چیزی بگی من میدونمو ت
بچه: میگم مامانی گفته هر کسی که به بابات نیگا کردبم بگو
جیمین: ببین پسرم منکه بهش نیگا نکردم اون کردبیا صلح کنیم دیگ ت که نمیخوای امشب بابایی تو کوچه بخوابه که

تهیونگ: افرین پسر بابا بزن کشتیش ایول بزن قدش
بچه: بابا دیدی چیجولی سدمش پخش سمین شد
تهیونگ: اره پسرم به خودم رفتی

کوک:فاااک پدرصگگگگ الان مامانت میاد میکشتمون نپرروش فنرش دررفت
بچه:بابا به مامان بگم بهم فوش داتی تازه خودتم میپلیتی
کوک:ن عزیزم بپرمنکه کاریت ندارم اونجاش فنرش درنیومده اونجام بپر دربیاد امشب باید زنگ بزنم به جیمین ببینم خونشون رام میده


مرسی از کسایی که حمایتم میکردین خیلی دوستون دارم 😍❤️
دیدگاه ها (۱۸)

#part18...نامجونمنوجین ازضلع جنوبی امدیم داخل نزدیک به دره ف...

#Part19......تهیونگباجیهوپ شی امدیم جلوی دره اشپزخونه ولی بس...

استایلاشون🥵😍💜

ادامه..رستاباکوک رسیدیم به عمارت البته اسمش عمارت بود وگرنه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط