{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خدا دستِ خودم نیست اگر می رنجم،

به خدا دستِ خودم نیست اگر می رنجم،

یا اگر شادی زیبای تو را

به غمِ غربت چشمانِ خودم می بندم،

من صبورم اما

چه قدَر با همه ی عاشقی ام محزون ام

و به یادِ همه ی خاطره های گلِ سرخ

مثلِ یک شبنمِ افتاده ز غم مغموم ام...

من صبورم اما

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دلیل از همه ی تیرگی رنگِ غروب

و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند،

من صبورم اما...

آه...،این بغضِ گران

صبر چه می داند چیست.
دیدگاه ها (۱)

چشمهایم کورشد.. ازبس که پلک نزدم! کاش نمی گفت :در یک چشم بهم...

قدمهایت مرا سیراب میکنند از حجم نبودن هایت و آرام تر از هر ب...

چه غریب ماندی ای دل! نه غمی نه غمگساری نه به انتظار یاری. نه...

دوست مجازی من ...چند وقت است برایت مینویسمو تو میخوانیوگاهی ...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط