{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین که یک نفر از دور ، لباسش رنگ تو باشه

همین که یک نفر از دور ، لباسش رنگ تو باشه
همین که تو مسیر من ، یه گلفروشی پیدا شه
بازم یاد تو می افـــــــتم
همین که عصر یک جمعه ، آدم تو خونه تنها شه
همین که یک نفر اسمش شبیه اسم تو باشه
بازم یاد تو می افـــــــتم
با آهنگی که دوست داشتی، تموم کافه ها بازن
تموم شهر همدستن منو یاد تو بندازن
تو نیستی سرد و یخ بندون
تموم فصلا پاییزه
گذشتن از تو واسه من ، گذشتن از همه چیزه
دیدگاه ها (۱)

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هر روز صبح، وقتی سوار اتوبوس...

رمان :قرارداد سرنوشت

ᴘᴀʀᴛ ۲۶ | یه حس عجیبچند هفته از شروع مدرسه گذشته بود.آرا کم‌...

My professor Chapter:2Part:92انگشتمو روی اسمش گذاشتم و تماس ...

پارت ۶(ساعت ⁴:¹⁵ ظهر)«نههههه‌ جونگکوک من کت شلوار نمیپوشم»«ج...

#یعنی -واقیعت- داره -یا رویاست؟؟P12an20k2027خودتی .............

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط