{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ

مادربزرگ
همیشه انبوهی رختخواب داشت
که خیلی وقت ها
زمین بازی کودکی هایمان بود
وقتی میگفت: شب بمانید
واقعی بود حرف نبود
تعارف نبود ... ❤
دیدگاه ها (۸)

💚ای واسطه ی فیض دو سرا آجرک الله💚ای حجت حق، صاحب عزا، آجرک ا...

مادربزرگحواسش به شمعدانیهابودگاه حتی همینکهچرخی میزد کنارحوض...

#حرفــ‌_قشنگ🎀یــہ استـاد داشتمڪہ میگفتــ وقتےمےخواے یـہ دوست...

امباپه، امشب هیچ بهانه‌ای قابل قبول نیست.از بازیکنی با این ا...

شاید کمتر کسی باشد که در کودکی، خودش را تخلیه نکرده باشد، با...

پارت ۸: سایه‌یِ مرگماه داشت به پایان می‌رسید و هوایِ خانه از...

پارت ۶: زندگیِ خاکستریسال‌ها گذشت. تهیونگ الان آخرایِ دورانِ...

قصاص

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

📍استوری جواد قارایی از مقایسه زنان ایران در مقابل زنان آمریک...

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط