{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ

مادربزرگ
حواسش به شمعدانیهابود
گاه حتی همینکه
چرخی میزد کنارحوض
نگاهشان میکردکافی بود
برای قدکشیدنشان

بعدهافهمیدم
عشق مراقبت میخواهد
چیزی مثل زمزمه ی اینکه
حواست به من باشد




#خاص
دیدگاه ها (۵)

💚ای واسطه ی فیض دو سرا آجرک الله💚ای حجت حق، صاحب عزا، آجرک ا...

مادربزرگهمیشه انبوهی رختخواب داشتکه خیلی وقت هازمین بازی کود...

🕯شهادت امام سجاد"عليه السلام" تسليت باد🏴 ...

عصر ها حال دلم ،، " را " خوش ڪن......!!! با همان چای مح...

@leo_enha @jakey_2002_7 شما برای من مثل شازده کو...

🥀 قسمت ششم | روزهای سخت فاطمه...سال‌های آخر زندگی، فاطمه مری...

وقتی سرما خورده بود و...

p2

پارت دو

Are they just stray kids...?

کنترل پارت هشت

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط