{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود،فیلم شروع شد..

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود،فیلم شروع شد..
دقیقه اول فیلم، دوربین فقط یک سقف اتاق را نشان میداد.
دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق، دقیقه سوم، دقیقه چهارم، دقیقه ششم، هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!
صدای همه در آمد؛ اغلب سینما را ترک کردند، ناگهان دوربین پایین آمد و یک نفر را که روی تخت خوابیده بود نشان داد و این جمله را زیرنویس کرد:
این تنها هشت دقیقه از زندگی این جانباز قطع نخایی بود و شما طاقت نداشتید...
دیدگاه ها (۱)

🖤 پارت ۲۹ | «مردی که مرده بود»لانا به تصویر خیره مانده بود.—...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۱

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

پارت ۵۲ صدای قفل شدن در، همه را به سکوت فرو برد.کلیک...جونگ‌...

[چند پارتی]

⚖️ وکیل من ⚖️پارت ۴ — حقیقت پشت فیلم چند دقیقه بعدجنی و هیون...

پارت ۴۸ اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.آریانا هنوز به گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط