{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت بیست شیش🍷🗡



تا حالا هواپیما از نزدیک ندیده بودم
آرزو داشتم یه بار شده برم تو هواپیما

تا تو آسمون باشم
ولی الان به گوه خوردن افتاده بودم
به یه باره هواپیمای شخصی دیدم

نشست روی صندلی

اول منو کنار خودش نشوند

نشوند که چه عرض کنم

پرت کرد رو صندلی

آخی گفتم
من نمیتونستم اینجا بمونم

منو اصلا کجا میخواست ببره ؟؟؟

کدوم کشور ، کجای دنیا ؟

سریع خواستم بلند شم
که یه پاشو انداخت روی پاهام

کسی نبود تو هواپیما
خالی بود

پاهامو خواستم آزاد کنم که با یه دست دوتا دستمو گرفت

وحشت کرده بودم
با ترس به کاراش نگاه کردم که...
دیدگاه ها (۱۴)

بازی درخون 🍷🗡پارت بیست هفت🍷🗡با ترس به کارش نگاه کردم کمربند ...

بازی درخون 🍷🗡پارت بیست هشت🍷🗡صاف نشست لپ تاپش رو گذاشت روی پا...

بازی درخون 🍷🗡پارت بیست پنج🍷🗡بی توجه به حرفم گفت +همه آرزشونه...

بازی درخون 🍷🗡پارت بیست چهار🍷🗡لقدی به زانوش زدم با جیغ گفتم+ت...

پارت دهم

آزادترین تقدیر

[☆part³⁸☆]ناگهان دز پشت سرم صدایی اومد و اسمون روشن شد.برگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط