یار من همسفر گرفت و عشق من بر باد رفت
یار من همسفر گرفت و عشق من بر باد رفت
یاد من از یاد بر د و با رقیبم شاد رفت
آنهمه عشق و امید و عهدها بر باد شد
آنهمه سوز و گــــداز و اشکها از یاد رفت
با سرود آه من بزم عروسی ســـــاز کرد
با جهیز اشک من در خانه ی دامــــــاد رفت
باده ی خوشبختی و شادی من بر خاک ریخت
لاله ی امید من پرپر شد و بربـــــاد رفت
آنکه در افسونگری کرد آنهمه غوغا گریخت
آنکه در عاشقی کشی کرد اینهمه بیداد رفت
آن نهــــــال نیکبختی آن درخــــت آرزو
آنکه بد در باغ رویا خوشتر از شمشاد رفت
*
آنکه عشقش در ازل با هستیم پیوند یافت
آنکه مهرش تا ابد در جان من افتاد رفت
گفتمش پس عشق من ؟ با خنده گفت :ای وای مرد !
گفتمش پس یار من ؟ با عشوه گفت :ای داد رفت
یاد من از یاد بر د و با رقیبم شاد رفت
آنهمه عشق و امید و عهدها بر باد شد
آنهمه سوز و گــــداز و اشکها از یاد رفت
با سرود آه من بزم عروسی ســـــاز کرد
با جهیز اشک من در خانه ی دامــــــاد رفت
باده ی خوشبختی و شادی من بر خاک ریخت
لاله ی امید من پرپر شد و بربـــــاد رفت
آنکه در افسونگری کرد آنهمه غوغا گریخت
آنکه در عاشقی کشی کرد اینهمه بیداد رفت
آن نهــــــال نیکبختی آن درخــــت آرزو
آنکه بد در باغ رویا خوشتر از شمشاد رفت
*
آنکه عشقش در ازل با هستیم پیوند یافت
آنکه مهرش تا ابد در جان من افتاد رفت
گفتمش پس عشق من ؟ با خنده گفت :ای وای مرد !
گفتمش پس یار من ؟ با عشوه گفت :ای داد رفت
- ۷۸۲
- ۰۹ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط