من روشنی را تنها در تو یافتم
من روشنی را تنها در تو یافتم
بر گستره ی سرخ گون
نگارین تندیس ابدیت را در رج چشمان تو دیدم
در شامگاه ویران
ما
سالکان سرودهای مبهم وگیج
سرگشته از اعماق رخوتناک وارونگی های بی انتها
بر هر گذر
با قامتی شکسته
در سیاه دالان های هزار توی
آنچه نبایست بوده ایم
آنچه نبایست گفته ایم
انزوای کاغذهای باطله را
به هیچ برگزیدیم
زمین را اما
به لکاته های فریب سپردیم
تا آخرین ضربه را
بر تورم رگهایش فرود آورند
من دیگر جهان راهمه
در روشنی چشمان تو خواهم دید.
بر گستره ی سرخ گون
نگارین تندیس ابدیت را در رج چشمان تو دیدم
در شامگاه ویران
ما
سالکان سرودهای مبهم وگیج
سرگشته از اعماق رخوتناک وارونگی های بی انتها
بر هر گذر
با قامتی شکسته
در سیاه دالان های هزار توی
آنچه نبایست بوده ایم
آنچه نبایست گفته ایم
انزوای کاغذهای باطله را
به هیچ برگزیدیم
زمین را اما
به لکاته های فریب سپردیم
تا آخرین ضربه را
بر تورم رگهایش فرود آورند
من دیگر جهان راهمه
در روشنی چشمان تو خواهم دید.
- ۱۸۳
- ۰۹ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط