{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یار من همسرگرفت و عشق من بر باد رفت

یار من همسرگرفت و عشق من بر باد رفت
یار من از یاد برد با قسمتش شاد رفت
..
آنهمه عشق و امید و عهد ها در خاک شد
آنهمه سوز و گداز و اشک ها از یاد رفت
..
دلبری پیمان شکست و عاشقی از داغ سوخت
مرغکی در دام ماند و شادمان صیاد رفت
..
باده خوشبختی و شادی من بر خاک ریخت
لاله امید من پر پر شدو بر باد رفت
..
انکه عشقش از ازل با هستیم پیوند یافت
آنکه مهرش تا ابد درجان من افتاد رفت
..
آنکه در افسون گری کرد آنهمه غوغا گریخت
آنکه در عاشق کشی کرد این همه بیداد رفت
..
گفتمش پس عشق من
با خنده گفت ای وای مرد
گفتمش پس ان یار من
با عشوه گفت ای داد رفت
..
بخت اول و عشق اول یه چیز دیگه است
دیدگاه ها (۲)

اینم بخاطر پستی که قبلاگذاشته بودماز مرگ نترسید مرگ دست خداس...

فـــــاحشه بـــودن به تـــــن فـــــروشی نیستــ به فـــــروخ...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

ﺯﻧﯽ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﺪﺭﺱ ﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻣﻐﻤﻮﻡ،ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺧﻮﺍﺭﺑﺎﺭﻓﺮﻭﺷﯽ ...

یار من همسفر گرفت و عشق من بر باد رفتیاد من از یاد بر د و با...

یار من همسر گرفت و عشق من بر باد رفتیاد من ازیاد برد و با رق...

من همان صیدم که نالان درپی صیاد رفتبهر چشمان خمارش دین من بر...

من همان صیدم که نالان درپی صیاد رفتبهر چشمان خمارش دین من بر...

ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیستیعنی به کارهای دگر اعت...

ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست یعنی به کا...

تولدم مبارک (شعر از خودم) به به چه شاداب آمده،چون نور مهتاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط