{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه ...همین که هستی کافی نیست!

نه ...همین که هستی کافی نیست!

نمی دانی این فقط بودنهایت چقدر آزارم می دهد!

گویی که معلق در میان ِ نبودن های کابوس وارت ایستاده ام.

من تو را لبریز از خودت می خواهم…

با تمام نفس بریده گی هایت وقتی که سنگینی نام ِ مرا صدا می زنی

وقتی که هجوم ِ نگاه غریبانه ات،

قلعه ی قلب ِ سنگی ام را بی هیچ مقاومتی تسخیر می کند.

نه! همین که هستی کافی نیست!

من تو را شبیه خودت می خواهم…

شبیه لحظه هایی که دلبرانه آغاگر ِ دلواژه های شبانه ام می شوی

همین که فقط هستی ... کافی نیست
دیدگاه ها (۳)

درگیر رویای توام منو دوباره خواب کن دنیا اگه تنهام گذاشت، تو...

دستش را بگیر ... با عشق نوازشش کندعوتش کن به یک رقص بگذار ب...

آشناهای غریب همیشه زیادندآشناهایی که میایند و میروندآشناهایی...

من هیچ نمی خواهم ...تنها صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لح...

تمامِ رنجِ ما از آنجاست که کلیدِ حالِ خوبمان را به دستِ دیگر...

Part 7

_سناریو_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط