{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرکلاس استاد بهم گفت

سرکلاس استاد بهم گفت
.
.
.
.
.
.
.





اهی توکه نیشت بازه پاشو تخته را پاک کن
منم گفتم من نمیرم استاد گفت یعنی چی که نمیری ؟گفتم بچه ها دوس ندارن قهرمانشونو تو این حالت ببینن .یهو کلاس ازخنده ترکید
همینطور که میرفتم طرف تخته اومد تلافی کنه گفت
اهای خوشکل پسر از این لباسا که تنت هس مردونشم گیر میاد ؟منم خیلی ریلکس گفتم اگر واسه شوهرتون میخوای سایزش تموم شد.کلاس از خنده منفجرشد
استاد که حسابی عصبانی شده بود گفت خودت حذف میکنی یا حذفت کنم منم با خونسردی گفتم واسه قهرمان هیچ فرقی نمیکنه .استاد دفترشو باز کرد گفت اسمت چیه ؟
گفتم امید همینطور که دنبال اسمم میگشت گفت امید چی منم گفتم امییییییید جهان .قلمشو پرت کرد طرفم منم جاخالی دادم فرارکردم استاد نمیفهمید که من مهمان بودم اونجا 
دیدگاه ها (۱)

. نامردی کپی نکنی!! ⊙مامانم بابامو صدا زد که در شیشه سس رو ب...

.

آهای زندگی ... ؟............هیچی، هیچی ...راحت باش تو اعصاب ...

خُــدایــا... میـــــدانَم این روزهـــا از دستـَــــم خستـــ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 7ویو ات:روز دوم مدرسه بود و من از هم...

سرکلاس استاد بهم گفت .......اهی توکه نیشت بازه پاشو تخته را ...

رمان جیمین 🧸shadow of love:{part 7} 🍁× میدونی که امروز با یک...

رمان:#معشوقه_استاد#پارت_۱۱۴-تقریبا و به لطف بچهها آره، دیگه ...

ببخشید دوستان چند وقته داستان نمیزارم______________________س...

سلام من سینا هستم یه پسر جنوبی دوست ندارم هویتم مجهول بمونه ...

رمان عشق مثلث پارت ۶۰

قسمت3:ازخیابون که رد شدم صدای کوبیده شدن در ماشین و رفتنش شن...

بچه ها لطفا بگین کدوم یکی آیسان باشه کدوم هنگامه #فرشته_دور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط