{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حق با دلش نبود مرا میخکوب کرد /بد کرد چون سپیده را وقف غر

حق با دلش نبود مرا میخکوب کرد /بد کرد چون سپیده را وقف غروب کرد /بیراهه رفته و گفتم …قبول داشت! / اما بلند گفت دلم کرد و خوب کرد /
دیدگاه ها (۵)

بهت عادت کردم به حسم به تو حسادت کردم به آرامش تو چشمای تو ب...

♡♡♡♡♡♡♡♡♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ...ﮔﺎﻫــــــﮯ ﭼﻪ ﺍﺻـــــﺮﺍﺭ ﺑــ...

عطر تنت را به باد سپرده‌ام

سربازه می خواست روشن اشکنه واسم بیاره هندل زد پاچش گیر کرد ...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

ادامه پارت ۶سرش رو بلند کرد و گفت بیهوش شده بودی آوردمت اتاق...

سناریو بی نظمی زیبا پارت اخر

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part65وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خو...

بالاخرههههه دارم پارت مینویسمممبچه ها قول میدم ازین به بعد ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط