{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فال من را بگیر و جانم را

فال من را بگیر و جانم را
من از این حال بی کسی سیرم
دستِ فردای قصه را رو کن
روشنم کن چگونه می میرم
حافظ از جام عشق خون می خورد
من هم از جام شوکران خوردم
او جهاندارِ مست ها می شد
من جهان را به دوش می بردم

مست و لایعقل از جهان بیزار
جامی از عشق و خون به دستانم
او خداوند می پرستان شد
من امیر القشون مستانم
حالِ خوبی نبود آدم ها
زیر رودِ کبود خوابیدم
هرچه چشمش سرِ جهان آورد
همه را توی خواب می دیدم
Eiliya.shd
دیدگاه ها (۴)

‍ نه مجازی!نه حقیقی!رابطه های امروز، گنگ ترین روابط تاریخ تم...

فردی به دکتر مراجعه کرده بود، در حین معاینه، یک نفر بازرس از...

نبودن تو ...فقط نبودن تو نیست ،نبودن خیلی چیزهاست ...!کلاه ر...

به ساعت نگاه کردم.شش و بیست دقیقه صبح بود. دوباره خوابیدم. ب...

فال من را بگیر و جانم رامن از این حال بی کسی سیرمدستِ فردای ...

..فال من را بگیر و جانم رامن از این حال بی کسی سیرمدستِ فردا...

فالِ من را بگیر و جانم رامن از این حالِ بی‌کسی سیرمدستِ فردا...

تلخ، مثل همین که مینوشیواقعیت برای غمگین هاست فال من را نگیر...

فال من را بگیر و جانم را من از این حال بی کسی سیرمدستِ فردای...

فال من را بگیر و جانم را ...من از این حال بی کسی سیرمدستِ فر...

حالِ خوبی نبود آدم هازیر رودِ کبود خوابیدمهرچه چشمش سرِ جهان...

فال من را بگیر و جانم رامن از این حال بی کسی سیرمدست فردای ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط