{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
فال من را بگیر و جانم را

من از این حال بی کسی سیرم

دستِ فردای قصه را رو کن

روشنم کن چگونه می میرم

حافظ از جام عشق خون می خورد

من هم از جام شوکران خوردم

او جهاندارِ مست ها می شد

من جهان را به دوش می بردم

مست و لایعقل از جهان بیزار

جامی از عشق و خون به دستانم

او خداوند می پرستان شد

من امیر القشون مستانم

حالِ خوبی نبود آدم ها

زیر رودِ کبود خوابیدم

هرچه چشمش سرِ جهان آورد

همه را توی خواب می دیدم

من فقط خواب عشق را دیدم

حس سرخورده ای که نفرین شد

هر کسی تا رسید چیزی گفت

هر پدر مُرده ابن سیرین شد

من به تعبیر خواب مشکوکم

هر کسی خواب عشق را دیده است

صبح فردای غرق در کابوس

رو به دستان قبله خوابیده است

مردم از رو به رو ،دَهن دیدند

مردم از پشت سر، سخن چیدند

آسمان ریسمانمان کم بود

هی نشستند و رشته ریسیدند .

قسمتی از شعر
مدار مربع علیرضا آذر ...
دیدگاه ها (۱)

آوای شب پارت ۲۷سرش انیا را ناز میکرد تا اینکه شمشیری در بدن ...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

حماسی

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

My Arirang Part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط