نه تو می مانی

نه تو می مانی
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده است
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض
آه از آیینه ی دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه ی دیروزت
پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا هست،
به غم وعده این خانه مده...
#سهراب_سپهری
#شعر
#شعر_نو
#شعر_ایرانی
#شعر_زیبا
#شعر_ناب
#عاشقانه
#عاشقانه_خاص
#آفرینش
دیدگاه ها (۲۴)

چه‌طور بعضی واژه‌ها وزن دارند؟ بعضی از آن‌ها به سبکیِ پر و ب...

دستت را می گذاري روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته ...

باید بروم...دلتنگ که شدیگلدان کوچک پشت پنجره را ببوس من، یک ...

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ"ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ...

کاش میشد لحظه ای با قلب من همدم شود جمع شادی باشد و از این د...

#عاشقانه_های_من#روز_پدر پیشاپیش مبارک#دکلمه #دکلمه_احساسی#د...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط