{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به داداشم میگم چرا اینقد به من گیر میدی که ابرو هامو بر م

به داداشم میگم چرا اینقد به من گیر میدی که ابرو هامو بر میدارم اونوقت خودت برداشتی؟ میگه:آخه من ازدواج کردم ،تو هنوز مجردی
من!
ازدواج!
داداشم!
آخه برادر من اون قضیه یه زمانی واسه خانوما صدق میکرد نه واسه تو
،تو مردی اینو قبول کن
دیدگاه ها (۱)

ㅅﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ رفت تو پارک ﺑﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ ﮐﺠﺎﯾﯽ...

بزرگ ترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های خودم ببینم ...

حس رنگ زرد چراغ راهنمایی رانندگی رو دارم که هیچکی بهش “تــــ...

بعضی زخمها را باید درمان کنید، تا بتوانید به راهتان ادامه ده...

سناریو بی تی اس

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

I fell for my doctor-part 8

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

forced by your side به اجبار کنار تو part:13پرش زمانی اتاق ج...

وصیت نامه پارت سومکوک. داشتم از تعجب شاخ در می آوردم ازدواج ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p17ویو ات داشتم با نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط