{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصیت نامه

وصیت نامه

پارت سوم

کوک. داشتم از تعجب شاخ در می آوردم ازدواج با ات بد نبود واین تنها خواسته پدرم بود ولی انگار ات خیلی جوش آورده بود چون بد تمام شدن این حرف سریع از مراسم خارج شود که الا و ریا هم دنبالش رفتند
جی. جونکوک حالا میخوای چیکار کنی
ته. راست میگه
کوک. ازدواج
جی. چی واقعا میخوای با ات ازدواج کنی
کوک. چارهای ندارم نمیشه وصیت رو تغییر داد در ضمن آت دختر خیلی قشنگیه بدم نمیاد باهاش ازدواج کنم
ته. داری شوخی میکنی دیگه می دونی که ات اگه بمیره هم باهات ازدواج نمی کنه
کوک. منم خاطر خواهش نیستم یه ازدواج فیک میکنیم من باید با ات حرف بزنم رفتم از وکیل شماره ات رو گرفتم و با جی ته از امارت خارج شدیم

ات. رفتم بوکس کار کنم که خشمو خالی کنم الا و. ریا هم آمدن باهام تا سرمو گرم کنن و از عصبانیت من کم کنن بعد از این که کیسه بکس رو جز دادم رفتم نشستم چون دیگه جونی تو بدنم نیست
الا. داری خودتو می‌کشی
ریا. نمی تونی از زیرش در بری بلاخره باید واقعیت رو قبول کنی
ات. آنقدر رو اعصاب من راه نرید میدونم ولی من نمی خواهم ازدواج کنم مخصوصاً با اون عوضی
الا. اونقدر هم بد نیست
ات. چیش خوبه اونوقت
ریا. این که خیلی خوش هیکل و خوش قیافه است از خداتم باشه
ات. ببند دهنتو برام الان این مهمه که نمی خواهم ازدواج کنم داشتم حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد ناشناس بود جواب دادم
ات. لی ات هستم بفرمایید
کوک. سلام بیبی جونگکوکم شناختی
ات. چی کار داری
کوک. باید باهم حرف بزنم لیدی
ات. علاقه ای ندارم باهات حرف بزنم
کوک. ولی مجبوری درسته پس میام امارتت
ات. من خونه نیستم
کوک. کجایی
ات. رینگ بوکس خیابان ساسا ( از خودم درآوردم)
کوک. اونجا چیکار میکنی خانم کوچولو داری سر کیسه بوکس ها داد می زنی
ات. خنده دار بود نه دارم پارشون میکنم میخوای توهم پاره کنم
کوک. (خنده ) باشه خانم کوچولو آمدم پارم کن
ات. اوک ولی من خانم کوچولو نیستم
کوک. ۱۰ مین دیگه اونجام خانم کوچولو بای (قطع)
ات. رو به الا و ریا شما برید خونه دیگه دیر وقته با الا و ریا خداحافظی کردم بعد از چند دقیقه که اونا رفتن جونکوک اومد

کوک. های لیدی
ات. بلاخره آمدی سریع حرفتو بزن خسته او می خواهم بخوابم
کوک. منم خسته ام چطوره باهم بخوابیم
ات. عوضی
کوک. (نیشخند شیطنت آمیز)ببین من هم مثل تو علاقه ای به ازدواج ندارم ولی نمی تونیم از وصیت نامه در بریم چون این تنها خواسته پدر هامونه و البته که یه قانون تو دنیا مافیاست بیبی
ات. من ریدم تواین قانون
کوک. برای تو همچین بد هم نمیشه
ات. زر نزن
کوک. از خداتم باشه با من ازدواج کنی
ات. هه چه اعتماد به نفسی
کوک. البته خانوم کوچولو داشتم میگفتم ما یه ازدواج جعلی انجام میدم عقد میکنیم جش میگیریم بعد دو سال هم طلاق
ات. ( مکث) و تو اون دو سال هم توی کار های هم دخالت نمی کنیم به رفت آمد لباس وکس کار هم به هم گیر نمی دیم من هر کاری خواسته ام می کنم تو هم همین طور
کوک. پس حل شد دو روز دیگه هم عقد میکنیم خانم کوچولو
ات. دیگه منو خانم کوچولو صدا نکن
کوک. هر جور بخوام صدات میکنم
ات. با این رفتارت فکر نکنم بتوانم دو سال تحملت کنم
کوک. دیگه باید بهش عادت کنی بیبی
ات. در ضمن توی این دو سال هیچ رابطه جنسی باهم نخواهم داشت فهمیدی فردا هم یه قرار داد درست می کنی که همه حرف هامون هم توش ذکر شده باشه
کوک. چیه نکنه میترسی یه وقت به فاکت بدم
ات. نه فقط دارم یه مرز بین خودمون میزارم که یه وقت از حد خودت نگذری
کوک. اوکی منم هیچ علاقه ای به هم خواب شدن باهات ندارم
ات. دلت هم بخواد
کوک. فردا می بینمت

اینو از خواندن این پارت لذت برده باشید

نظراتتون رو حتماً بهم بگید
و اگه کسی از خوندن اسمات خوشش نمی یاد می تونه نخونه پس الکی مسدود نکنید
دیدگاه ها (۳)

وصیت نامه پارت دوم الا. ات خوبی ریا. ات برای پدرت واقعا متا...

کی از این خاطره ها داره با دوستش؟ من که این صحنه رو تجربه کر...

#چرا- من PART,-5کوک آره ولی خیلی آبجی خوشگلی داری ته کوک چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط