دیالوگ من و بابام موقع تعمیر برق خونه:
دیالوگ من و بابام موقع تعمیر برق خونه:
بابام: پسرم یه لحظه بیا کمک
من: بله؟
بابام: اون 4 تا سیم آویزونه رو میبینی؟
من: اره
بابام: دوتاشو بردار
من: کدوماش؟
بابام: دوتا شانسی
من: خب برداشتم
بابام: چیزی حس نمیکنی؟
من: نه
بابام: حالت خوبه؟
من: اره
بابام: خب پس به اونای دیگه اصلا دست نزن که برق داره,
من: :|
از دیروز به دو تا پرورشگاه سر زدم, میگن قیافَت آشناست
بابام: پسرم یه لحظه بیا کمک
من: بله؟
بابام: اون 4 تا سیم آویزونه رو میبینی؟
من: اره
بابام: دوتاشو بردار
من: کدوماش؟
بابام: دوتا شانسی
من: خب برداشتم
بابام: چیزی حس نمیکنی؟
من: نه
بابام: حالت خوبه؟
من: اره
بابام: خب پس به اونای دیگه اصلا دست نزن که برق داره,
من: :|
از دیروز به دو تا پرورشگاه سر زدم, میگن قیافَت آشناست
- ۱.۶k
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط