{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Hidden Melody in Midnight Seoul 

Hidden Melody in Midnight Seoul 
p.6

(از زبون نویسنده: رابطه‌شون داره آروم آروم عمیق‌تر می‌شه. جونگ‌کوک دیگه نمی‌تونه انکار کنه که ا.ت تو ذهنش مونده)

چند روز بعد، جونگ‌کوک نتونست جلوی خودش رو بگیره و پیام داد.

(مشتاق)

- سلام بارون. امروز شب آزادم. اگه تو هم وقت داری، دوست دارم یه جای آروم بریم حرف بزنیم. فقط حرف.

ا.ت این بار سریع جواب داد.

(خوشحال)

+ سلام! باشه. منم دلم یه هوای تازه می‌خواد. همون پارک قبلی؟

وقتی رسیدن، هوا خنک بود و ماه خوب دیده می‌شد. روی همون نیمکت قبلی نشستن. این بار جونگ‌کوک ماسک رو کامل برداشته بود، ولی هنوز تو سایه نشسته بود.

(صمیمی)

+ راستش این چند روز خیلی به حرفامون فکر کردم. تو یکی از معدود آدمایی هستی که واقعاً به موسیقی گوش می‌دی، نه فقط سطحی.

جونگ‌کوک لبخند زد.

(گرم)

- تو هم همین‌طور. با بیشتر آدما نمی‌تونم اینقدر راحت حرف بزنم.

یه کم حرف زدن از موسیقی، از زندگی، از چیزایی که دوست دارن و از چیزایی که ازشون خسته شدن. ا.ت از ایران گفت، از خانواده‌ش، از اینکه چقدر دلش برای غذاهای خونگی تنگ شده.

(کمی غمگین ولی صمیمی)

+ گاهی شب‌ها دلم برای صدای مادربزرگم تنگ می‌شه که برام قصه می‌گفت. اینجا همه چیز قشنگه ولی... خب یه کم تنهام.

جونگ‌کوک بدون فکر دستش رو آروم گذاشت رو شونه ا.ت.

(دوستانه و محافظ)

- اگه دلت تنگ شد، بهم بگو. من اینجام.

ا.ت یه لحظه به دستش نگاه کرد و بعد لبخند زد.

(گرم و راحت)

+ مرسی تهی. تو نمی‌دونی چقدر این حرفات بهم حال می‌ده.

چند دقیقه سکوت کردن و فقط به صدای شب گوش دادن. بعد ا.ت یهو خندید.

(شوخ)

+ می‌دونی چی به ذهنم رسید؟ ما دو تا مثل دو تا ملودی هستیم که اشتباهی به هم خوردن و حالا نمی‌تونن از هم جدا بشن.

جونگ‌کوک خندید.

(ذوق‌زده)

- دقیقاً. و منم بدم نمیاد این ملودی ادامه پیدا کنه.

قبل از جدا شدن، ا.ت یه لحظه مکث کرد.

(کمی خجالتی)

+ فردا شب می‌خوام یه ترک جدید شروع کنم. اگه دوست داشتی... می‌تونی بیای کمک کنی؟

جونگ‌کوک بدون معطلی جواب داد.

(مشتاق)

- حتماً. منتظر پیامتم.

وقتی خونه رسید، جونگ‌کوک رفت جلوی پنجره و به شهر نگاه کرد. برای اولین بار بعد از مدت‌ها، احساس می‌کرد چیزی تو زندگیش داره تغییر می‌کنه. چیزی خوب.

(پر از احساسات جدید)

اون شب قبل از خواب، فایل صوتی که ا.ت براش فرستاده بود رو دوباره گوش داد و زیر لب زمزمه کرد.........
ادامه دارد..........
دیدگاه ها (۱)

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.7(از زبون نویسنده: حالا د...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.8(از زبون نویسنده: حالا ی...

اگه تا پس فردا ۸۰۰ تایی بشیم، پنج پارت هدیه اضافه میزارم🤍

@hana.s.m.b قشنگم حمایت شه

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.4(از زبون نویسنده: حالا د...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.5(از زبون نویسنده: حالا د...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.10(از زبون نویسنده: حالا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط